تبليغاتX
--------« نرد »--------- - نقد!

نمیدونم این خوب است یا بد، اما معمولاً آدم ایراد رو در دیگران راحت تر می بینه. بنا به مناسبات مختلف اجتماعی از رفتارهای اطرافیانمون درس میگیریم. این روزها آنچیزی که خیلی ذهنم رو مشغول میکنه بحث «انتقاد پذیری» است. چندین نمونه به افرادی برخوردم که نقد رو خیلی منطقی شنیدند، پذیرفتند یا پاسخ داده اند و چقدر در ذهن دیگران از جمله من بزرگ شده اند. گاهی این بزرگ منشی آنقدر در ذهنم پررنگ بوده است که اشتباهی که بخاطرش مورد انتقاد بوده محو شده.

 

در مقابل هم به افرادی برخوردم که به محض شنیدن نقد، مانند گرد سیگاری پوک می شوند و می افتند! تقلای کودکانه ای برای رهایی از نقد و نپذیرفتن. احمق نشان دادن جامعه، ایراد به همه، نالیدن از عرف، به قول جناب بوش «دفاع پیشگیرانه» و جو سازی پیش دستانه، استهزاء و طعنه گویی، ژست های از بالا، یعنی نقد محصول خامی و تاریک دلی دیگران بوده و نه اشکال من. و اداهایی از جنس کبکان سر به برف برده و... اگر افرادی از این دست تا پیش از این در ذهنم انسانهای متعارف با ایراداتی از جنس ایراداتی که همه مان داریم بودند بعد از این تقلاها، در ذهنم کودکان بی مایه ای شدند که باید به تعریف های سبک آنها را خرید!

 

اما خودم، در هردوی این شخصیتها فوق ظاهر شدم. هم از برکات اولی بهره مند شدم هم از ننگ دومین! اما این روزها با دید «بی ادبان»، ادب آموخته ام و قصد دارم نقد پذیر باشم.

 

---------------------------------------------------

 

پ.ن - 1: من از سمیه دعوت کردم در همین وبلاگ من رو نقد کنه (هرچند نه نقدش اومد نه نقاشی اش)! اقرار می کنم، وقتی آخرین یادداشت تکرار نشدنی ام در عبورنور رو حذف کردم، اونقدر تصمیمم درنگ ناپذیر بود که برخلاف مواردی که پیش بینی می کردم و اکثراً هم محقق شد، اصلا عقلم به این نرسید که چه بسا این اقدام من به معنای «فرار از نقد» برداشت شود. اولین واکنش را خود سمیه نشان داد که متوجه شدم اقدامم سوء تفاهم شده و بعد هم نقد دوست همراه جناب «آذری» (که واقعیتش در اون لحظه اول به نظرم عجولانه اومد و خیلی به دلم ننشست) و آخر نقد خصوصی، دوست کمتر پیدایم «ساده» خیلی برایم راهگشا بود. بهم همین جهت از همه اهالی انصاف تقاضا میکنم : نقدم کنید!

 

پ.ن – 2: این روزها یاد گرفتم که فضای مجازی به آن بزرگی که فکر میکنیم نیست. دنیای کوچکی است که نمی توان در آن در دراز مدت پنهان ماند. ما مخاطبان موشکافی داریم که شاید روزها و هفته و حتی ماهها خودی نشان ندهند، اما هر کجا که برویم زیر ذره بین ایشانیم و از جنبه دیگر آنکه مخاطب چون از بیرون می نگرد، بهتر می بیند. مصداق این مثال را در دوستان ناشناسی مثل آذری دیدم. پس بیچاره من اگر خدایی ناکرده سرم را زیر برف کنم یا به گفته هایم دقت نکنم یا رفتارم را سنجیده نکنم.

 

پ.ن – 3: گاه نقد ریشه دار است اما زبان نسنجیده است. نمونه مساله ایراد «نه چندان غریبه» است به من. لغتهایی که استفاده می کند به قدری ناموجه است که من میتوانم به راحتی نقدش را به خودش برگردانم. اما وقتی که در خلوت خودم به آن فکر میکنم میبینم – نه به ان شوری که او می گوید – اما من ایراداتی داشته ام که شاید خیلی ها به زبان نمی آورند اما این دوست ناشناس من گوش زد کرد. هر چند بی نشان امدن و گفتن ایرادی است که هم به او و هم به آذری وارد است.  

 

پ..ن – 4: ببخشید طولانی شد! چون قرار است دو روز ننویسم سهمیه جمعه و شنبه را یکجا دادم!

 

 

نوشته شده توسط | نرد | در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 2:19|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------