تبليغاتX
--------« نرد »--------- -

 

دنيا!

 

نگه دار

 

ميخواهم پياده شوم!

 

اين نوشته را پشت يک اتوبوس ديدم و يادداشت کردم. هر حرفي نياز به «ظرف» خود دارد. ظرفي که به دست زمان و مکان تعبيه مي شود. اگر ظرف باشد به دل مي نشيند و اگر نباشد آدم با نوشته غريبي مي کند. اما به دل من نشت.

 

اين روزها خسته ام...

 

دنياي پيري که همه مرا مي بلعد کلافه ام کرده. سالوس و مکر راه «به پيش» را بسته، «اضطرار» راه به پس را. گرفتار شدم! اگر آمارها صادق باشد روزي قريب به 200 تا 300 مرتبه نوشته هايم در وبلاگ و سايت ديده مي شود. از اينکه حرف قابلي براي اين تعداد ندارم رنج ميبرم. اما به هر حال سکوت از لاطائل بهتر است. درد اين است که برخلاف هميشه اينبار حتي حوصله شنيدنم هم سر آمده. از نسخه پيچي طبيبان درد نديده ...

 

پ.ن : يادداشت جايگزين شد!

 

نوشته شده توسط | نرد | در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 20:52|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------