تبليغاتX
--------« نرد »--------- - شروطی برای زندگی نکردن

امروز در سایتی دیدم که به دختران پیشنهاد شده بود که در هنگام ازدواج این هفت شرط را به عنوان شروط ضمن عقد در عقدنامه خود ثبت کنند:

 

1- زوج به زوجه وكالت بلا عزل با حق توكيل به غير مي‌دهد تا زوجه در هر زماني كه بخواهد از جانب زوج اقدام به متاركه نموده و از قيد زوجيت خود را رها كند به هر طريق اعم از اخذ يا بذل مهريه.

2- زوجه اجازه دارد از هم اكنون هرگاه خواست به خارج از كشور برود و نياز به اجازه مجدد زوج ندارد. چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است.

3- زوجه حق ادامه تحصيل تا هر مرحله اي كه لازم بداند و در هر مكان و محلي كه ايجاب نمايد مخير است.

4- زوج ، زوجه را در انتخاب هر شغلي كه مايل باشد و هر كجا كه بتواند كار كند، مخير مي‌كند و اجازه مي‌دهد كه مشغول به كار شود.

5- زوج و زوجه متعهد مي‌شوند هنگام جدايي اعم از اينكه متاركه به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن، كليه دارايی‌ كه بعد از ازدواج دائم زوجين به دست مي‌آورد بين آن ها به مناصفه تقسيم شود.

6- حق انتخاب مسكن و تعيين شهر يا محلي كه زندگي مشترك در آنجا ادامه پيدا كند با زوجه خواهد بود.

7- اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از كشور نيازي به اذن پدر ندارند.

 

----------------------------------------

 

اوایل تابستان 1384 بود دوستی جهت مشورت پیش من اومد و گفت که عروس خواسته شروطی تو عقدنامه اش قید بشه. اون شروط همین موارد فوق بود علاوه بر حق تصمیم جهت صاحب اولاد شدن و یا نشدن. از من خواست که راهنماییش کنم، منم بعد از این مقدمه ثابت که برای همه میگم (که من پرونده خانواده کار نکردم، کار هم نمی کنم! انگیزه ای هم ندارم که سوادم رو در مورد این شاخه از حقوق بیشتر کنم پس بهتر سراغ اهلش بری و...) بهش گفتم که تو «هیچ حقی» در زندگی نداری. به زودی می بینمت که از من در مورد طلاق می پرسی!! خیلی ناراحت شد و رفت، اتفاقا من رو هم عروسی اش دعوت کرد. زمزمه های اختلاف بعد از شش ماه به گوشم میرسه! هرچند جلوی من نمایش خوشبختی میاد. بازم مثل همیشه چندتا نکته میگم:

 

اول -  آنهایی که دم از حقوق زنان می زنند، خودشان مبلغ تبعیض هستند. والا دم از حقوق انسان می زدند!

 

دوم -  اولین باری که این شروط را می خواندم خیلی کلافه شدم! اما در دفعات بعد دیدم برخی از  این حقوق شرط شده برای مردان حق مفروض است (البته نه به این ولنگاری و بی حساب و کتابی که هم صنف محترم بنده شرط کرده اند) به حکم انصاف یک زن که به مراتب آسیب پذیر تر از مرد است برای تضمین زندگی خود چه باید بکند؟ جواب این سوال بی تردید شروط فوق نیست اما جای تامل دارد.

 

سوم – من به دخترهایی که تصمیم دارند ازدواج کنند پیشنهاد میکنم اگر نسبت به همسر آینده تان به میزانی شک دارید که می خواهید تضمین زندگی تان را در قواعد حقوقی بیابید حتما ازدواج نکنید! این شروط برای زندگی نکردن است نه زندگی کردن.

 

چهارم -  حقوق مجموعه ای از قواعد وضعی و اعتباری است. قصد ندارم در مورد قوت شروط یاد شده نظری بدهم اما این شروط آنچنان که به نظر می رسند دارای قوام نیست! این شروط خلاف مقتضی نیست که مبطل باشد اما برای ابطالشان استدلال هست.

 

پنجم -  قانون بر مبنای عاطفه نیست. حتی بر مبنای عدل مطلق هم نیست به همین سبب آنجایی که دیدید برای حل مشکل خود در زندگی مشترک نیاز به "قانون" دارید. یقین کنید که چیزی از زندگی مشترکتان باقی نمانده.

 

ششم – هنگام عقد دوازده شرط در قباله نکاح قید شده که معمولا همه دامادها که پای سفره می نشینند آن را امضا می کنند (امضاهای طولانی و معروفی که زیر فشار افکار عمومی راه فراری هم از آن نیست) قریب به اتفاق این شروط  حقوقی است که مرد به زن می دهد که برخی از مفاد آن در شروط فوق تکرار شده.

نوشته شده توسط | نرد | در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 0:18|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------