لطف وبلاگ نرد در اینه که کسایی که کامنت میگذارن پخته تر از کسی است که مطلب مینوسه. این مطلب رو به چند دلیل برای خودم محرز میدونم:
اول – اینکه از چند نفر از این کامنت نویسهای عزیز دعوت کردم که بجای کامنت مطلب رو در وبلاگ بگذارند و با نام خودشون ارائه بدن، اما کامنت رو ترجیح میدادن!
دوم – اینکه فکر میکنم ذوق خودم و بقیه مراجعین بیشتر بر اینه که ببینیم کامنت جدید چی نوشته تا دیدن مطلب جدید
من هم مفصل از یادداشتهای دوستان خوبم استفاده کردم و اتفاقا کلی هم حرف گفتنی دارم. اما از باب تغییر ذائقه و تنوع در مطالب وبلاگ میخوام بر روی یک کامنت از "رودابه" تاکید کنم. همانطور که دیدید یادداشت گذاشتند که : «چرا سعی دارید نسبت به خصوصی ترین موضوع انسانی دیدگاه های دینی رو حاکم کنید»
دیدن این مطلب برای من جالب بود چون معمولا عکس این عبارت رو میخوندم و می شنیدم. مثل اینکه دین مربوط به احوال شخصی و حیات خصوصی است و زبانش در عرصه اجتماعی الکن و ساکت است. یا در برخی مقالات پیچیده تر دین در حد یک "تجربه عارفانه شخصی" تفسیر می شد و اصرار بر این بود که «دین از سیاست جداست» و از این سیاست کل علوم اجتماعی استخراج میشد. یعنی دین از همه علوم اجتماعی جدا است. اما رودابه در این مرتبه بخش زندگی خصوصی رو هم از دین گرفت. با این حساب سوال این است که از دین چه ماند؟ یا بهتر اینکه:
«انتظار ما از دین چیست؟»
اصلا دوست ندارم در پاسخ به این سوال گرفتار گنده گویی بشیم. اصطلاح های دین "اقلی" و "اکثری" و توضیحاتی که اندیشمندان معاصر درارتباط با اون میدن اونقدر مجمل و نارسا هست که بشه به راحتی ندیدشون گرفت. اگر مستند ما برای بحث فقط ضمیر باطنی و وجدان باشه و بخواهیم به این سوال جواب بدیم که برای چه به سراغ دین می رویم چه پاسخی خواهیم داد؟
با خودم میگم : اگر دین قرار است برنامه زندگی ارائه دهد نباید نسبت به هیچ موضعی از زندگی انسان بی برنامه باشد. تا آنجا که معتقدم اگر هر انسان ثلث یا ربع شبانه روز خود را خواب است (یعنی یک جوان 28 ساله حداقل 7 سال خوابیده است) دین باید برای این خواب هم حرف داشته باشد و الا ربع زندگی من را ندید پنداشته.
در حوزه عمومی و اجتماعی هم هیچ دینی از سیاست جدا نبوده. حتی ادیانی که چنین داعیه ای دارند نیز خودشان زیر بیرق سیاست سینه می زنند. مواضع پاپ در بحثهای سیاسی روز ماننده صیهونیسم، اسرائیل، کاریکاتورها، جنگ خاورمیانه و... مشت نمونه خروار است. هرچند سخیف ترین دین آنی است که "ابزار سیاست" باشد. اما سکوت دین در حوزه مباحث اجتماعی نیز نقص است.
-------------
پ.ن - 1 : پروردگارا! این روزها اکثر مردم کشورم را شاد و خندان می بینیم؛ این شادی را پایدار کن...
پ.ن - 2 : پروردگارا! در زبان عوامانه ما امسال سال سگ است! از سگ وفایش را قسمت مردم ما کن نه دندانش را...
پ.ن – 3 : سال نو مبارک....
