یادداشت اول در موضوع انفجار جنسی ضمن طرح مطلب به این سوال ختم گردید که این دو میلیون اندی دختر ایرانی که همان خویشان، خواهران و یا دختران من و تو هستند و هیچگاه حتی در موقعیت ازدواج قرار نمی گیرمد به چه سرنوشتی مبتلا خواهند شد؟
هرچند یادداشت انفجار جنسی 1 به نسبت پرهیاهو و با پاسخهای متعددی روبرو شد اما هیچ پاسخ روشنی نسبت به سوال فوق در آن دیده نمی شود. آنچه گفته شد معمولا ذکر درمانها بود که به نظرم کمی زود هنگام مطرح شد.
اما به ایده من، آن دو میلیون و اندی دختر ایرانی با دو سرنوشت کلی روبرو خواهند بود:
اول – آنکه به سرکوب نیاز و امیال خود پرداخته و به واسطه مخدرهای مشروع و یا نامشروع تسکین درد می دهند. مخدر مشروع از نظر بنده آن است که فرعیات زندگی را جایگزین اصلیات کنیم. مثلا زنی که صبح تا شب خود را با کار تمام می کند اما نه برای نیاز مالی بلکه برای آنکه خود را مشغول سازد و شب که به منزل می رسد آنقدر خسته باشد که چیزی جز خواب نفهمد رو به مخدر های مشرزوع آورده. به هرحال شاید چندان اشتباه نباشد اگر این دسته از زنان را بیماران روحی بنامیم
دوم – دسته ای دیگر برخلاف گروه اول قصد سرکوب ندارند بلکه برای ارضاء خود راههای جایگزین و البته خلاف قانون و یا عرف پیدا می کنند. این دسته از زنان را باید "بیماران اجتماعی" دانست. در واقع ما با یک لشگر چند صد هزار نفری از زنان مبتلا به انحراف جنسی روبرو هستیم که قصدشان تامین نیازهای غریزی و طبیعی زنانه شان بوده است. این انحرافات می تواند در مصادیق مختلفی مانند خودارضائی، همجنس گرایی و یا فاحشگی بروز پیدا کند. بعلاوه با نگاهی عمیق تر می توان دریافت که نیازهایی که این دسته از زنان دنبال ارضاء و تامین آن هستند صرفا در بحث جنسی خلاصه نمی شود. میل به دوست داشتن، معشوقه بودن و محبوب بودن نیز می تواند خواسته مشروعی باشد که در رویارویی با مردان شهوت محور رنگ و لعاب چرکی به خود میگیرد.
اما نکته مهم این یادداشت توضیح موارد فوق نبود چون همه اینها از واضحات است. مطلبی که می خواهم توجه دوستان را به آن جلب کنم آن است که این بیش از دو میلیون زن، طعمه و یا مخاطب خود را از کجا جستجو می کنند!؟
در پاسخ توجه به این نکته لازم است که در صورت مساله، مردان جامعه متاهل فرض شدند و به صادق دانستن این فرض به عدد دو میلیون زن بدون موقعیت ازدواج رسیدیم. پس این زنان برای ارضاء حق طبیعی خود به سراغ مردانی می روند که پیش از این با یک زن علقه زوجیت بسته اند (!) به معنای دیگر همه زنانی که پیش دستی کرده و خود را به زوجیت مردی در آورده اند و بر تکدانه بودن و یکدانه بودن هم به هزار دلیل منطقی اصرار دارند حال با رقیبی از جنس خود روبرو خواهند شد. بررسی این نبرد "زنان علیه زنان" بسیار مهم است چراکه قربانی این نبرد مجموعه ی جامعه است.
