فاطميه که مي شود، دلم رخت سياهش را به سر مي کشد. می شنوم در دون قلبم، گريه مي بارد. حيف که در مرام ما، کسی به اشک مرد محرم نيست.
فاطمه، راز آلوده ترين، پديده هستی بعد از هستی آفرين است. تنها انسانی که پيامبر نيست، اما پيک وحی در پيشگاه او وارد مي شود، پيغام مي آورد، کتابی مي شود که قرآن نيست اما کاتب قرآن آن را مي نويسد. نسبت او با امامان، همچون نسبت ما است با امام و آنکه در روزگار سکوت ولی مردم، اهل بيان بود و... هر کدام گزاره ای است که پنبه عقل را می زند.
فعلا بيشتر از اين حرفی ندارم/...