تبليغاتX
--------« نرد »--------- - پیکاسو کوچیکه

 

یکی به من بگه آخه این انصافه؟!

یه نفری از صبح تا شب (دقیقا از صبح تا شب) میشینه که نقاشی بکشه برای تولد یه مرد پنجاه و اندی ساله ! که پدر یه نفر دیگست. 

 

 

تازه بدون پایه و امکانات در حالت قوز پیچ ...

بعد آخر شب که داشت تموم میشد یه نفر که همون آقای قبلی باشه میاد و میگه بیا کمکت کنم و یه کم شکوفه میزنه رو بوم ...بعد میگه حالا که کادوست باید اسم ها مونم روش بنویسیم ... بعد میگه خب بیا من با مداد می نویسم تو با قلم روش بنویس ... اون خانوم از همه جا بی خبرم میگه باشه ... بعد این کارو میکنم و اسما نوشته میشه ... بعد که کار از کار گذشت ... نقاشیو میذارن کنار دیوارکه برن از دور نگاه کنن ببینن خوب شده یا نه ... که یه هو دوزاریه خانومه میفته که ای دل غافل! زحمتشو من کشیدم از صبح حالا که شب شده و کارم تموم شده اسم آقاهه به چه گندگی تازه بالاتر از اسم خانومه رو بومه !!!!

 

----------------------------------

پ.ن 1: تازه بماند که بیچاره خانومه به خاطر استشمام مقداری پودر و مواد شیمیایی الان چند روزه که گلو درد داره و صداشم دو رگه شده ...

پ.ن 2: نقاش که نشدیم ... حالا با این صدای دو رگه شاید یه خواننده ای داریوشی چیزی بشیم .

پ.ن 3: همیشه در همه جای تاریخ  حق این زن مظلوم هولوپی خورده شده ... قابل توجه فمنیستها ...

پ.ن 4: از الان بگم من برخلاف اکثر زنان فمنیست نیستم ... معتقدم هستم زنان خودشون در حق خودشون ظلم کردن ... همیشه ام نمی دونم چرا رابطم با آقایون بهتر بوده تا با خانوما ...

پ.ن 5: راستی یه چیزی ... من هیچ دوست دختری ندارم !!!

پ.ن 6: بیچاره حسام ...

پ.ن 7: به اندازه ی کافی غیر مستقیم گفتم که اون خانومه منم و آقاهه حسام ؟!

 

نوشته شده توسط مائده در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 20:6|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------