برداشت اول
دستمال یزدی به گردن، صورت پشمالو و سيبیل از بناگوش در رفته، چشمهای کاسه خون، دو سه تا انگشتر درشت با نگين های حيف رکاب از در نجف و عقیق یمن گرفته تا شیشه ای و بدلی؛ کت رو دوش، کفش پاشنه تخم مرغی که لخ لخ دنبال خودش رو زمين مي کشه و صدای تو گلو و تسبیحی که تو دست ش می چرخونه آخرش يک کلاه شاپو که دیگه آخر لوطی گری است.
برداشت دوم
تمیز و مرتب، ریش سه تيغ، کت شلوار شق و رق اتو کشیده، شايد دستمال گردن، شاید کروات، شاید هم به مدد زمستون یه شال گردن به سبک دستمال و کروات؛ موها بزک شده و صورت صیقلی با رايحه خوش ادکلن؛ حسب گرایش تحصیلی یک کیف سامسونت برای فنی و یا چرم برای انسانی (خاصه حقوقی) یا یک کیف لپ تاب برای هر دو قشر احتمالا زنجیری از نقره و طلا بر گردن يا شايد یکی دو انگشتر ظریف محض جمال انگشتان لطیف.
برداشت سوم
مهم نیست میان این دو حد مردانگی دیروز و امروز و هزارن طیف میان این دو برداشت؛ من و تو کدامیک باشیم. یا اگر هم مهم باشد، مهمترین نیست! آنچه مهمترین است آن است که غيرت، شرف، معرفت، مرام مردانگی مان هنوز هم هست!؟ يک کلام : مرد امروز، سایه دارد!؟
---------------------------------------------
پ.ن ۱ : اينبار من «پ.ن ۱» را نوشتم، بقيه اش با شما…
نوشته شده توسط | نرد | در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت
23:13|لینک |
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------